کتونی

پاپوشی برای افکاریک نویسنده نوجوان

کتونی

پاپوشی برای افکاریک نویسنده نوجوان

کتونی

من یه نوجوون ایرانیم که تازه دست به قلم شدم وباحمایت شماسعی درتقویت نوشته هام دارم. امیدوارم که خوشتون بیاد

طبقه بندی موضوعی
محبوب ترین مطالب

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «همایش مکتب اسلامی» ثبت شده است

  چن شب گذشته جلسه ای با رئیس اموزش وپرورش شهرمون داشتیم.جلسه ای که قرار بود تعاملی باشه ولی ازهمان اول قصد داشتند با زبان نرم مارا متهم کنند وشمشیر را ازرو بستند.

ازراه که رسید مارا طبق قانون مانع تحصیل خواند ومحاکمه کرد. بعد ازآن هم مارا به جرم تحول در زمینه ی آموزش به دلیل اینکه سخن مقام معظم رهبری(مدظله)دربالای سند تحول اموزشی قرار دارد ضدولایت خواند.درحالی که همین ها سند2030را در عرض 2ماه بدون اطلاع حضرت آقا اجرایی کردند کماکان که قبل آن اینچنین اعمالی را انجام داده بودند.(درجلسه ای که با ائمه جماعت داشتند گفته بودند بحث سیاسی در مدارس ممنوع)

  هرجاهم که کم میاورد خود راپشت خاکریزهای جبه مخفی میکرد و خودش را انقلابی میخواند.تاجایی که خاطره ای ازفرمانده اش عارف شهید برنسی(ره)نقل کرد.خاطره ای که از اساس کذب بود.

 تازه اینهایش خوب است وقتی جوابی برای سوالات مادران وپدران مکتب اسلامی نداشت میکروفون را به دست معاونش میداد که عربیش خوب بود وحدیثی میخواند ومارا به تعامل ومهربانی دعوت میکرد.(برای لحظه ای ه یاد فیلم رسوایی2 افتادم زمانی که یک روحانی گفت:این جماعت را باید با زبان خودشان ساکت کرد)

 

 میگفت شهدا حاصل همین سیستم اموزشی هستن که آن را نقد میکنین.  آیا به راستی همین طوراست؟

اگر چنین باشدکه اولا آنها درنظام شاهنشاهی درسخوانده اند وثانیا اگرچنین باشد پس نظام آموزشی امروزی همان نظام طاغوتی است.

 به نظرشما ایا نباید درزمینه آموزش انقلابی شود؟

به مکتب بپیوندید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ آذر ۹۶ ، ۱۶:۱۱
مصطفی موحدی

   داشتم با امیر یا به قول خودش امیرخان صحبت میکردم.اولش برای این که سرصحبت رو باهاش بازکنم پرسیدم: (مکتب خوش میگذره؟) گفت: (اره خیییییلییی.)

  برای این که  سربه سرش بزارم گفتم: (این حرفو  برای این میگی که حاج آقا کنارمونه یا واقعا؟) باخنده گفت: (نه بابا واقعا کیف میده.مارو میبرن سفر واردو. تازشم ریاضی وفارسیم کلی پیشرفت کرده.اینجا به ماگلستان یاد میدن.)بعدش رفت تا گلستانشو بیاره وبرام بخونه.وقتی اومد برام داستان حضرت موسی(ع)ومرد فقر رو تعریف کرد.

-طبم یادگرفتی؟

+اره مثلا میدونم سویق سیب برای خون دماغ خوبه.آخه میدونی پسر خالم وقتی اذیتش میکنم خون دماغ میشه منم خالمو گفتم بهش سویق سیب بده تا بتونم اذیتش کنم.(باشیطنت خندید)

 -امیرخان؟مگه توی مدرسه درس نمیخوندید که میگی اینجا درس میخونیم؟

+خوب چرا اونجام درس یادمون میدادن ولی اونجا تایه غلط مینوشتیم محکم میزدن پس گردنمون ولی اینجا آقاهاش مهربونترن.تازه خب اونجا معلممون خانوم بود ولی اینجا آقان دیگه. 

➕ به «مکتب اسلامی» بپیوندید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آذر ۹۶ ، ۱۱:۲۶
مصطفی موحدی