کتونی

پاپوشی برای افکاریک نویسنده نوجوان

کتونی

پاپوشی برای افکاریک نویسنده نوجوان

کتونی

من یه نوجوون ایرانیم که تازه دست به قلم شدم وباحمایت شماسعی درتقویت نوشته هام دارم. امیدوارم که خوشتون بیاد

طبقه بندی موضوعی
محبوب ترین مطالب

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهدا» ثبت شده است

   14ساله بود ولی به همه ی گروه روحیه میداد.کارهایی میکردکه بزرگترهاهم ازپس آن برنمی آمدند.خانه های زیادی را شناسایی کرده بود حتی بایک اسلحه که غنیمت گرفته بود 7عراقی رااسیر کرد.همیشه عادت داشت درمورد بهشت واین که میره اونجا یا نه با دوستش صحبت کنه.آخرش هم دستش را برسینه گذاشت وباسلام برمولایش سیدالشهدا(ع) جان داد.

  ولی حالا چه؟اگرهمین الان به شما فرماندهی یک گروه رابدهند یا بگویند دشمن نزدیک شهر است وباید دفاع کنین آیا قبول میکنید؟آیا اماده هستید؟ ****                                                                                           شادی روح شهید بهنام محمدی راد فاتحه وصلواتی بفرستین

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۶ ، ۱۶:۳۰
مصطفی موحدی

چن وقتیه که مد شده ملت میرن باشگاه و به یه هفته نرسیده عکس سیکس پک تو پروفایل و اینستاگرامشون میزارن و تیشرت های تنگ تنشون میکنن تا بازو هاشون بزنه بیرون.

 دو سه روز پیش بعد از کلی گشتن کتاب(سلام برابراهیم)روپیدا کردم.بعد از این که چن صفحه از اون رو خوندم متوجه شدم که ورزش زورخونه ای میرفته و والیبالیست بوده و این قدری زور بازو و هیکل داشته که8دور تسبیح شنای زور خونه ای میره بدون استراحت.

 یکی ازدوستاش تعریف میکنه که تو محل یه دختری بهش میگه ازت خوشم اومده و به هرقیمتی شده بدستت میارم.ابراهیم هم که متوجه میشه حرف دختر به خاطر هیکل و قیافش بوده از فردای اون روز با شلوار کردی وگشادو پیرهن بلند میومده زورخونه و لباساش رو تو یه نایلن مشکی میزاشته ودیگه ساکش رو برنمیداشته تا نفهمن ورزشکاره        

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ فروردين ۹۶ ، ۱۷:۲۵
مصطفی موحدی

-مامان من دیگه نمیخوام برم به اون مدرسه. مامان باهمون لحن مهربون همیشگیش گفت:اخه پسرقشنگم چرانمیخوای بری.توکه درست خوبه.چیزی شده؟سرشو انداخت پایین اخه نمیدونست چطوری بگه هی این پااون پا میکرد.بادست پاچگی گفت:اخه..اخه معلممون زیاد مقید نیس وخانوادشم حجاب درست وحسابی ندارن وکلا ادم مذهبی نیس.دوس ندارم همچین کسی بهمن درس بده و.....
     هرکی بودمیگفت:بروبچه این حرفا بهت نمیخوره.یااصلا چنین ادمی پیدامیشه؟ اره پیدامیشه این پسربزرگ که شد شد شهیدبرونسی (ره) کسی که توعملیات ها حضرت فاطمه(س)درگوشش راهنماییش میکرد.همش بهمون میگن:زوده و بچه ای.ولی شاید آلانم برامون دیرباشه.
جوانیم فدای حسین

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ مهر ۹۵ ، ۱۷:۲۵
مصطفی موحدی

داشتم توی خیابون قدم میزدم که یک دفعه ای صدای غیرمنتظره ای روشنیدم چون صدای مداحی تواین موقع سال وتواین خیابون غیرمنتظره بودبرای این که این خیابون دقیقا جایی بود که باید مراقب باشی کسی نبینتت وگرنه فکرای خوبی دربارت نمیکنن.سرم رواوردم چرخوندم که دیدم اون طرف خیابون نمایشگاه زدنن.تصمیم گرفتم سرکی به انجا بزنم.واردکه شدم دیدم سرتاسرش عکس شهدا وخادمین انقلاب همراه با بخشی ازسخنرانی و وصیتشون بود ازشهیدعباس بابایی تاشهدای مدافع حرم شهرمون بعدازخوندن چندتا ازپلاکارت ها رفتم سراغ غرفه ها که ازجنگ تحمیلی شروع میشد وبه مسائل اجتماعی ومدافعان حرم ختم میشد.برام جالب بودتوبخش مسائل اجتماعی یه دختر بایک پسری که به جای سرش یک سیب زمینی گذاشته بودن روی یک نیمکت نشسته بودواطرافشون پرازپوستربود.روی یکی ازاونها وصیت شهیدی رونوشته بودن:مادرم موقعی که خبرشهادتم روشنیدی گریه نکن موقعی که جنازمو دیدی گریه نکن موقعی که وصیت نامه رو میخونی گریه نکن....موقعی گریه کن که مردانمان غیرتشان راوزنانمان حجاب وعفتشان را کنارگذاشتن گریه کن.وقتی بقیه پوسترهای مربوط به حجاب روخوندم یادحرف ایت الله بهجت(قدس سره)افتادم که فرمودن:بی حجابی بانوان سیلی برصورت خانوم فاطمه زهرا(س) است.گیج ومبهوت ازنمایشگاه بیرون زدم وباخودم گفتم آیا موقع گریه مادراون شهید رسیده؟!آیا بایدحادثه کوچه وسیلی توسط دختران شیعه تکرار بشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۹ مهر ۹۵ ، ۱۷:۱۶
مصطفی موحدی

مانسل جوانی هستیم که جنگ رو ندیدیم ولی پیرو شهدا وزنده نگه داریاد آنها هستیم .مانسلی هستیم که امام(ره)را ندیدیم ولی به آرمان های این بزرگ مرد پای بندیم وبرروی سربندهامون جمله ی با ولایت تا شهادت رو حک کردیم ودراوج فتنه ها بالبیک یاخامنه ای(مدظله)

یادگار پیرخمین روتنها نگذاشتیم.مانسلی هستیم که هرساله عاشورامون حسینی ترمیشه واربعینمون زینبی تر.مانسلی هستیم که نگذاشتیم دوباره عمه ی سادات به اسارت بره.ما اون نسل جوانیم که ثابت کردیم درراه عشق جگردار ترازصد مردیم.مایادگار کسانی هستیم که زیر سایه پرچم سه رنگ برای بالانگه داشتن پرچم سفیدصلح مردهاشون جنگیدن وزناشون دعا کردن.مانسل هستیم که زمینه ساز ظهوریم وبه قول مولامون علی بن ابی طالب(ع)بیشتریاران صاحب الزمان(ارواحنا لتراب اقدامه فدا)روتشکیل میدیم.ما کسانی هستیم که به جای بتمن وبن تن ومردعنکبوتی وبقیه اساطیرپوشالی غرب الگوهایی مثل قاسم بن حسن(ع)وعلی اکبر جوانه حسین(ع)وامام جواد(ع)رو انتخاب کردیم وبه جای این که دکمه های پیراهنمون روباز بزاریم بند پوتینمون روسفت کردیم ودرمقابل دشمن ایستادیم.مانسلی هستیم که به جای این که نظربقیه مهم باشه برامون نظرخدا واماممون(عج)ونماینده برحقش سیدخراسونی(مدظله) مهمه وسعی میکنیم روسفید باشیم پیششون و قسم یادکردیم که هیچ وقت اشک مولامون روموقع خوندن کارناممون درنیاریم.

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۵ ، ۱۹:۰۹
مصطفی موحدی

خاطره سفرپیاده(شبی با دریا دلان عاشق)
روزای آخرسفر وتامشهدفاصله زیادی نداریم.امشب روتو موکب امام حسن مجتبی(ع)به سرمیبریم.روی پتو ازشدت خستگی درازکشیدم و دارم به اتفاقات این چندروزفکرمیکنم وبرای اولین بار دلم برای خانواده تنگ شده آخه اولین باره اومده بودم سفرپیاده وازطرفیم ناراحت بودم که چفیم گم شده آخه موقعی که مادرم ونو مینداخت گردنم میگفت ((ان شاالله باهمین بری اربعین زیارت شیش گوشه.))همین طورکه تواین فکرابودم دوستم صدام کرد:که اذان میگن پاشو برو وضوبگیرنم نماززودشروع میشه ها.منم پاشدم و رفتم.
     نمازکه تموم شدچندتاکلیپ گذاشتن درباره شهدای غواص وگفتن: ((امشب مهمون داریم سه تاشهیدخط شکن غواص. برای همین امشب زودتر شام بخورین وبخوابین تاموقع مهمونی خواب نمونین.))بعدش روضه حضرت علی اصغر(ع)روگذاشتن نمیدونم چرا ولی علاقه خاصی به ایشون دارم روضه اش خیلی قشنگ بودواشکام روی صورتم سرمیخورد ومیرفت پایین.بعدمراسم رفتم برای شام ولی ازخستگی گشنم نبود وسریع یه چیزی خوردم رفتم بخوابم.قبل خواب زنگ زدم خونه وباهاشون صحبت کردم وبعدش خوابیدم.نزدیکای ساعت2نصف شب بیدارشدم بارفقا رفتیم وضوگرفتیم.موقعی که شهداروآوردن همه گریه میکردن.رفتم پای یکی ازتابوت هانشستم وتسبیح تربتم رو بهش متبرک کردم.روضه خون داشت روضه حضرت علی اکبر(ع)رومیخوند.فقط خدامیدونست خانوادشون تواین چندسال چقدرسختی کشیدن روضه خون میگفت: ((گفتیم اگه میشه یه کم دیرتر بیارینشون تابچه هااستراحت کنن وبتونن عزاداری کنن.گفتن نمیتونیم آخه اذان صبح خانواده هاشون منتظرن.))                        * پی نوشت:                                                                                                                                 موکب امام حسن مجتبی(ع):این موکب یکی ازبهترین موکبای مسیره ودرنزدیکی محلی به اسم باغچه و جاده قدیم مشهد واقع شده.امسال اگه رفتین سفرپیاده حتما یه سربرید.                                                   شهدای غواص:سه شهیدخطشکن ازاهالی شهرنیشابوربودن

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۵ ، ۱۹:۵۱
مصطفی موحدی