کتونی

پاپوشی برای افکاریک نویسنده نوجوان

کتونی

پاپوشی برای افکاریک نویسنده نوجوان

کتونی

من یه نوجوون ایرانیم که تازه دست به قلم شدم وباحمایت شماسعی درتقویت نوشته هام دارم. امیدوارم که خوشتون بیاد

طبقه بندی موضوعی

چرا مدرسه روانتخاب نکردی(مکتب اسلامی)

جمعه, ۱۷ آذر ۱۳۹۶، ۱۱:۲۶ ق.ظ

   داشتم با امیر یا به قول خودش امیرخان صحبت میکردم.اولش برای این که سرصحبت رو باهاش بازکنم پرسیدم: (مکتب خوش میگذره؟) گفت: (اره خیییییلییی.)

  برای این که  سربه سرش بزارم گفتم: (این حرفو  برای این میگی که حاج آقا کنارمونه یا واقعا؟) باخنده گفت: (نه بابا واقعا کیف میده.مارو میبرن سفر واردو. تازشم ریاضی وفارسیم کلی پیشرفت کرده.اینجا به ماگلستان یاد میدن.)بعدش رفت تا گلستانشو بیاره وبرام بخونه.وقتی اومد برام داستان حضرت موسی(ع)ومرد فقر رو تعریف کرد.

-طبم یادگرفتی؟

+اره مثلا میدونم سویق سیب برای خون دماغ خوبه.آخه میدونی پسر خالم وقتی اذیتش میکنم خون دماغ میشه منم خالمو گفتم بهش سویق سیب بده تا بتونم اذیتش کنم.(باشیطنت خندید)

 -امیرخان؟مگه توی مدرسه درس نمیخوندید که میگی اینجا درس میخونیم؟

+خوب چرا اونجام درس یادمون میدادن ولی اونجا تایه غلط مینوشتیم محکم میزدن پس گردنمون ولی اینجا آقاهاش مهربونترن.تازه خب اونجا معلممون خانوم بود ولی اینجا آقان دیگه. 

➕ به «مکتب اسلامی» بپیوندید

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی